محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 15
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
بسمه تعالى تازيان باديهنشين تاختوتازها وجنگهاى تلافىجويانه ولشكركشىهاى قبيلهاى خود واجدادشان را در كلامي آميخته به نظم مىستودند وبه شاهكارهاى پهلوانان اساطيرى خويشتن مىباليدند ، ودر قصههايى شگفتانگيز ، افتخارات خويش ومثالب دشمن را نقل مىكردند . اين سرگذشتهاى افسانهآميز را ، به صورت رجزخوانى ، در متنى خالى از احساس زمان مطلق ودر زماني لغزنده وبدون گاهشمارى پايدار ، با درك دقيقى از جزئيات وقايع ، از نسلي به نسلي ديگر سينه به سينه مىسپردند . تحول بزرگى كه در پرتو لواى اسلام آن قوم را از شعر جاهلي به سوى فرهنگ بزرگى رهنمون شد ، جهانبينى ديگرى را الزامآور بود . در اين محدودهء جديد بود كه أفكار مذهبي وسياسي وملى ، در قالب فرقهها واحزاب گوناگون ، برانگيخته وجلوهگر گرديد ومقدمات مادي ومعنوي براي تاريخنگارى فرآهم آمد . گروهى از پرهيزگاران از نسلي نومسلمان ، كه هنوز هم فرهنگهاى كهن پدران خود را كاملا از ياد نبرده بودند ، با صدق نيت واز راه ديندارى ، جمعآورى وتدوين اخبار مربوط به وقايع وحوادث دوران حيات پيغمبر أكرم صلعم را به انجام رساندند ، ولى آثار ايشان نمىتوانست از تأثير آن همه برخوردها بركنار بماند وگزارش حوادث ووقايع ، از همان آغاز كار ، در لباسى صورت طرح پذيرفت كه به أسلوب كهن بافته وپرداخته بود ، ودر آن مقاصد وخواستههاى أطراف متخاصم ، در پشت كلامي ساده ودلنشين ، مستور بود . آنچه اينك به گوش مىرسد انعكاسى است از آن نغمهها در سخن پارسى قرن هفتم هجرى قمري . * * *